چنگ
معنی انگلیسی
claw clutch
واژههای انگلیسی با این معنی
- clutch چنگ، چنگال، چنگ زني
- lyre چنگ، بربط، چنگي که در دست گرفته مينواختند
- harp چنگ، چنگ زدن، حدس زدن
- harpist چنگ زن، چنگي
- lyrist چنگ زدن، بربط نواز، غزل سرا
- a.harp or lyre چنگ بادي
- jew's harp چنگ دهن گير، سازي که با دندان نگاه ميدارند و با انگشت، ميزنند
- grasping reflex بازتاب چنگ زدن
- lazy tongs چنگ ک هاي زبانه دار يا قلاب دار که بزرگ، وکوچک ميشود وبراي اويختن لباس وغيره، بکارميرود.
- uncus قلاب، چنگ، چنگک
- clapperclaw بدگفتن (به)، چنگ زدن، خنجارکشيدن
- lyrae شلياق، چنگ رومي، کشف
- jocund خوش، فرحناک، سر چنگ
- grip گير، گرفت، چنگ زني
- grippingly گير، گرفت، چنگ زني
- trigon (در نجوم) گروه سه صورتي، گوي بازي سه نفري، چنگ سه گوش
- chela چنگال قيچي مانند، انبرک، چنگول
- grab ربودن، قاپيدن، گرفتن
- raptorial شکاري، شکارگر، درنده