چیزها معنی انگلیسی belongings effects واژههای انگلیسی با این معنی stiffening آهار يا چيز ديگري که براي سفت کردن چيزها، بکار ميبرند paranomia اشفتگي دماغي که نشانه ان عوضي ناميدن چيزها، است visibility was poor (بواسطه بدي در هوا) چيزها درست ديده نمي شد idealist معنوي، منکر وجود خارجي و حقيقي چيزها، معتقد به خيال و تصور far-reaching دور رس، وسيع، شامل (بسي چيزها)