کابین معنی انگلیسی cubicle dowry واژههای انگلیسی با این معنی cockpit کابين، کابين هواپيما، گوده براي جنگ خروسان carrel کابين يا اطاقک چوبي. command ejection پرتاب کابين خلبان با فرمان، سيستم پرتاب خودکار کابين sea skiff قايق موتوري به اندازه متوسط با کابين cabin pressure altimeter ارتفاع سنج نشان دهنده فشار کابين خلبان، فشار سنج کابين wobble pump پمپ دستي در کابين خلبان براي وارد ساختن، فشار اوليه به سوخت قبل از استارت موتور، پيستوني cabin supercharger کوپروسوري براي حفظ فشار کابين بالاتر از، فشار محيط cabin altitude فشار کابين برحسب فشار معادل ارتفاع بالاي، سطح زمين pressurized cabin اطاق فشار هواي هواپيما، کابين فشار aircraft control unit قسمت کنترل هواپيما، کابين کنترل هواپيما cabin blower در بعضي هواپيماها کوپروسوري براي حفظ، فشار کابين بالاتر از فشار محيط cabin اطاق کشتي، خانه کشتي، کابين cabana کلبه، خانه کوچک، کابين. cabin pressure فشار مطلق داخل هواپيما، اختلاف فشار بين، کابين و اتمسفر پيرامون marriage portion جهيز، جهاز، مهريه