کاخ معنی انگلیسی castle château manor mansion palace واژههای انگلیسی با این معنی palace کاخ، قصر، کوشک palatial کاخ وار، کاخ مانند، قصروار sport palace کاخ ورزش white house کاخ سفيد. Windsor کاخ وينزر kings palace کاخ پادشاه، قصر پادشاه basilica کاخ پادشاهي، ساختمان مربع شکل که يک انتهاي آن به صورت، نيمدايره است و در طرفيندرازاي آن ستونهاي arbor-vitae کاخ خمره اي Versailles شهر ورساي، کاخ ورساي pandemonium بودباش ديوان، کاخ اهريمن، پايتخت دوزخ chateau کوشک، کاخ ييلاقي، درنه chateaux کوشک، کاخ ييلاقي، درنه courthouse دادگاه، کاخ دادگستري.، ساختمان بخشداري palace revolution انقلاب کاخي، انقلاب کاخ نشينان castle دژ، قلعه، کاخ serai مسافرخانه، کاروانسرا، کاخ palating (تش.)استخوان کام، وابسته بسق، شبيه کاخ court حياط، ميدان، کاخ سلطنتي alcazar قصر، دژ.، کاخهاي شهر سويل که بعدها کاخ شاهان versailles treaty پيمان ورساي، پيماني که در پايان جنگ جهاني اول به سال، 1919 در کاخ ورساي واقع در پاريس منعقد و chanc مخفف:، صدراعظم، رئيس دانشگاه