کار کردن (سخت) معنی انگلیسی toil واژههای انگلیسی با این معنی intractable رام نشدني، سرکش، سخت leather چرم، بند چرمي، قيش belabor امدن و رفتن، با دقت روي چيزي کار کردن، شلاق زدن belabour امدن و رفتن، با دقت روي چيزي کار کردن، کتک زدن