کاهن معنی انگلیسی priest votary واژههای انگلیسی با این معنی druid کاهن، فالگير pontiff کاهن بزرگ، اسقف کشيش بزرگ، امام high priest کاهن بزرگ، موبد موبدان pontifex طلبه يا کاهن priestly در خور کشيش يا کاهن، مانند کشيش يا کاهن، وابسته به کشيش يا کاهن bonze کشيش يا کاهن بودايي pontifical وابسته به کشيش يا کاهن بزرگ، اسقفي، اسقفانه flamen (در روم باستان) کاهن ويژه يکي ازخدايان augur فالگير، کاهن، پيش بيني کردن (باتفال) priestlike کشيش وار، کاهن وار priestliness کشيش مابي، کاهن مابي heave-offering (درايين باستاني يهود) قرباني افراشتني، پيشکشي اي که کاهن روي priest کشيش، شماس، کاهن