کباب کردن معنی انگلیسی broil roast واژههای انگلیسی با این معنی rotisserie مغازه خوراک پزي، چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ.، دستگاه چرخنده اي که با آن مرغ يا گوشت را carbonado گوشت مرغ يا ماهي کباب شده، الماس تيره رنگ، کباب کردن broil داد و بيداد، غوغا، کباب کردن fries سرخ کردن، نيمرو کردن، سوزاندن fry سرخ کردن، نيمرو کردن، سوزاندن barbecue برياني، کباب، بريان کردن roast کباب، برياني، گوشت کبابي grill سيخ، سيخ شبکه اي، گوشت کباب کن spit سيخ (کباب)، دماغه کوچک، بسيخ کشيدن