کرخ معنی انگلیسی asleep dull leaden numb unfeeling benumb واژههای انگلیسی با این معنی numbing کرخ، بيحس کننده . benumbing بي حس کردن، (ازسرما) سرکردن، بي قدرت کردن benumb بي حس کردن، (ازسرما) سرکردن، بي قدرت کردن