کسب
معنی انگلیسی
acquisition attainment business obtainment take
واژههای انگلیسی با این معنی
- unearned کسب نشده، از طريق کار به دست نيامده، باد آورده
- chalk up کسب امتياز
- base rate earnings کسب ارزش اوليه
- business depression بحران کسب و کار، کسادي کار، کسادي سوداگري
- information approach روش کسب اطلاعات
- draw first blood کسب نخستين امتياز
- big gun سرسخت در کسب امتياز، تخته سنگين و بزرگ موج سواري
- business expenses هزينه هاي کار و کسب، هزينه هاي شرکت
- mail order business کسب و کار مکاتبه اي
- try for point تلاش براي کسب امتياز
- double-bogey دوبار کسب امتياز (گلف)
- defense system aquisition سيستم کسب اطلاعات پدافندي، کسب اطلاعات براي دفاع
- break one's duck کسب نخستين امتياز (کريکت)
- radar prediction کسب اطلاعات به وسيله رادار، بررسي به وسيله رادار، تجزيه و تحليل اطلاعات به وسيله رادار
- moneymaker آدمي که در کسب پول مهارت دارد، پولساز، کاري که پردرآمد است
- rematch مبارزه براي کسب عنوان قهرماني
- earned run average ميانگين امتياز کسب شده (بيس بال)
- par in پايان دادن بازي گلف با کسب امتياز، استاندارد در بخشهاي باقيمانده
- fence off کوشش براي کسب مقام نخست شمشيربازي
- debriefing پسش اطلاعات کسب شده بوسيله کشتي يا، هواپيما، توجيه و بازپرسي از خلبانان
- earned run کسب امتياز پيش از سوزاندن سومين نفر، (بيس بال)
- boomlet رونق کوچک يا کوتاه مدت در کسب و کار
- gather shot ضربه براي نزديک آوردن 2 گوي براي کسب، امتيازهاي پي درپي باکارامبول (بيليارد)
- self acquired کسب وتحصيل شده بوسيله خود شخص (نه از، راه توارث).