کسر کردن معنی انگلیسی cut subtract take واژههای انگلیسی با این معنی recoup کم کردن، کسر کردن، کسر گذاشتن write off حذف، کسر کردن، سوخت شده deduct کم کردن، کسر کردن، وضع کردن retrench کم کردن، کاهش دادن، کسر کردن defalcate دزدي کردن، اختلاس کردن، کاستن abate تخفيف دادن، کاستن، کم کردن disposable personal income درآمد شخصي قابل تصرف، درآمد خالص پس از کسر ماليات، پولي که آماده خرج کردن ياپس انداز باشد letup تخفيف دادن، کاستن، کم کردن give out بيرون دادن، پخش کردن، توزيع کردن