کشتار معنی انگلیسی blood bath kill killing massacre واژههای انگلیسی با این معنی slaughter کشتار، قتل، خونريزي immolation کشتار، ذبح، قرباني carnage کشتار، خونريزي بسيار mactation کشتار، قرباني massacre کشتار همگاني، قتل عام کردن، يکجا کشتن overkill کشتار چند برابر، زياده روي، فزونکاري genocide کشتار دسته جمعي، قتل عام pogrom کشتار همگاني باسازمان معين meatpacking کشتار دامها و بسته بندي گوشت آنها، بسته بندي گوشت holocaust همه سوزي، کشتار همگاني، (معمولا بوسيله سوزاندن) kill zone کشتارگاه، منطقه کشتار دشمن live stock چارپايان اهلي، مواشي وگاو وگوسفندي که براي کشتار، يافروش پرورش شود slaughterous کشنده، هلاکت اميز، مبني بر خونريزي يا کشتار