کشیده
معنی انگلیسی
long tight tense
واژههای انگلیسی با این معنی
- protracted کشيده، طول داده، طولاني
- drawn کشيده، ممتد، توخالي شده
- effused کشيده، ممتد، توخالي شده
- tenuto کشيده، تنوتو، آهنگ تنوتو
- drawlingly کشيده، تنبل وار
- leptosome کشيده تن
- posttensioning پس کشيده
- flat fire تير کشيده، تير تراش، تير تراشنده (هم سطح زمين)
- extended کشيده شده، امتداديافته، توسعه يافته
- conduce کشيده شدن، منجرشدن، منتهي شدن
- pinxit کشيده است، رقم کرده است، رقم
- threaded بند کشيده، نخ کشيده .
- extractive کشيده شدني، کشيدني، گرفتني
- indrawn درون کشيده، اندرکشيده، درروانه
- low angle مسير کشيده، مسير تراشنده
- attractable کشيده شدني، مجذوب شدني
- deer-neck گردن کشيده، گردن همايي
- long robe صورت کشيده، رداي بلند
- laid دراز کشيده، لميده
- leptomorph کشيده ريخت
- intractile کشيده نشدني، سخت
- flat trajectory خط سير کشيده، سهم تير کشيده، مسير کشيده گلوله
- ectomorphic type سنخ کشيده تن
- deprived محروميت کشيده، مسکين، فقير