کفک معنی انگلیسی mold واژههای انگلیسی با این معنی green mold کفک سبز. brie پنير نرمي که بوسيله کفک رسيده شده باشد. fustiness بوگرفتگي، کفک زدگي، کهنگي foxier روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxiest روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxily روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxy روبه صفت، روباه باز، حيله باز foxiness روباه بازي، روبه صفتي، دورويي fustier بوگرفته، بدبو، کهنه fustiest بوگرفته، بدبو، کهنه fustily بوگرفته، بدبو، کهنه fusty بوگرفته، بدبو، کهنه