کلوچه
معنی انگلیسی
cake cookie
واژههای انگلیسی با این معنی
- patties کلوچه، کماج
- patty کلوچه، کماج
- pastry cook کلوچه پز، کماج پز
- biscuit کلوچه خشک، بيسکويت، سوخاري
- pomfret cake کلوچه سوس، کلوچه شيرين بيان
- shortbread کلوچه ترد، کماج
- pieman کلوچه فروش
- waffle يکجور کلوچه
- genoa cake کلوچه بادامي، نان بادامي
- griddle اهن کلوچه پزي، تاوه، غربال کردن
- corndodger کلوچه آرد ذرت
- pie کلوچه گوشت پيچ، سنبوسه قيمه دار، کلوچه ميوه دار
- hoecake کلوچه ارد ذرت.
- pattypan تابه کلوچه پزي
- scone کلوچه ياکيک چاي، بيسکويت.
- pie chart نمودار کلوچه اي
- scon کلوچه يا کيک چاي، بيسکويت.
- sour ball کلوچه سخت ترش مزه .
- cake کلوچه يا کماج تخم مرغي، کيک، قالب
- cruller کلوچه تمخ مرغي سرخ شده
- seed cake کلوچه تخم زده يا زيره زده
- ratafia کلوچه بادامي يا مغز پسته اي
- wafer کلوچه نازک که با بستني ميخورند، نان بستني، چسباندن
- fritter کلوچه قيمه دارياميوه دارکه سرخ کنند، خاگينه گوشت دار