کلیسا معنی انگلیسی church kirk sanctuary tabernacle واژههای انگلیسی با این معنی kirk کليسا، کليسا (دراسکاتلندوشمال انگلستان) church کليسا، تشکيلات ديني congregant عضو کليسا، شرکت کننده در مراسم کليسا churchman عضو کليسا، اهل کليسا lay reader قاري کليسا، واعظ غير روحاني. sexton خادم کليسا، متولي، گورکن chapelry حوزه کليسا nave portal مدخل کليسا ostiary دربان کليسا، دهانه رودخانه . god's acre محوطه کليسا، گورستان. apse محراب کليسا facing the church روبروي کليسا sacristies صندوقخانه کليسا، مخزن کليسا sacristy صندوقخانه کليسا، مخزن کليسا lay clerk سرود خوان کليسا pastorium مقر شبان کليسا. unchurched ناوابسته به کليسا، کليسا نرو، بي کليسا tazza سنگاب بزرگ کليسا. westwork بدنه غربي (کليسا) vesturer (در کليسا) رخت دار، خزانه دار antependium پرده ي محراب کليسا church-warden متصدي دارايي کليسا crossing tower برج تقاطع در کليسا sederunt جلسه روحانيان کليسا، اعضاي جلسه روحاني، شوراي روحاني.