کم سرعت معنی انگلیسی draggy slow sluggish tardy واژههای انگلیسی با این معنی low velocity کم سرعت، با سرعت کم lightspeed کم سرعت low-speed aerodynamics آيروديناميک سرعت کم calando با سرعت و صدايي که به تدريج کم شود alluviation رسوبات ماسه و شن ناشي از کم شدن سرعت، جريان رودخانه arresting barrier چتر کم کننده سرعت هواپيما در روي باند arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپيما در روي باند، دستگاه مهار هواپيما ADB مخفف Apple Desktop Bus درگاه جانب? برا? اتصال تجه?زات کم سرعت مانند م?کروفون و صفحه کل?د به کامپ?وتر remote data concentrator وسيله يي که پيام ها را از طريق خطوط، کم سرعت از ترمينال هاي متعدد دريافت، کرده و داده ها را از طريق يک حط واحد pitch control کنترل گام ملخ، کنترل دوران هواپيما حول، محور عرضي در هواپيماهاي عمود پرواز و در zoom بزرگ کردن، درشتنمايي، هواپيما را با سرعت وبازاويه تند ببالا راندن input-output bound شرايطي که در آن سرعت واحد پردازش مرکزي، به دليل عمليات ورودي و خروجي کم مي شود wheel mode ماهواره يا بخشي از آن که اغلب با سرعت، کم بمنظور پايدارسازي وضعيت دوران ميکند low-cycle fatigue خستگي ناشي از لرزشهايي با فرکانس کم، ناشي از تغيير سرعت دوران دستگاه