کم مایه معنی انگلیسی shallow skin-deep sparing superficial washy واژههای انگلیسی با این معنی short clay خاک کم مايه، خاکي که خاک رسش کم باشد، خاک رس کم مايه meagre lime آهک کم مايه، آهک ضعيف، آهک بي برکت poor lime آهک کم مايه، آهک بي برکت، آهک کم ريع poor gas گاز کم مايه small farmers کشاورزان خرد يا کم مايه low pitched بم، کم مايه، کم دانگ superficial سطحي، کم مايه undertint رنگ ضعيف، رنگ کم مايه، سايه رنگ criticaster ناقد بي اطلاع، نقاد کم مايه . wishy washy ابکي، رقيق، کم مايه trivial جزئي، ناچيز، ناقابل piddling جزئي، ناچيز، ناقابل lean concrete بتن سبک، بتن کم ملات، بتن ضعيف yeasty کف دار، جوشنده، مضطرب shallow کم عمق، تنک اب، پاياب mitigative کم کننده، سبک سازنده، تخفيف دهنده mitigatory کم کننده، سبک سازنده، مخفف