کمتر از
معنی انگلیسی
below demi- hypo- within
واژههای انگلیسی با این معنی
- less than کمتر از
- underquote (از ديگران)کمتر، مظنه دادن
- shoat خوک کمتر از يک سال، بچه خوک.
- underreport کمتر از واقع گزارش دادن، کم نماياندن
- underbid کمتر از.....پيشنهاددادن
- ammo minus مهمات کمتر از نصف (هوايي)
- hypotrophy (زيست شناسي) رشد کمتر از معمول، رشد غير متناسب اعضاي شعاعي.
- undersexed داراي تمايل جنسي کمتر از طبيعي، داراي ناتواني جنسي
- underlet کمتر از ارزش واقعي اجاره دادن.، رجوع شود به sublet
- undermanned داراي نفرات کمتر از ميزان لازم
- underproduce کمتر از ظرفيت يا نياز توليد کردن، کم فرآوري کردن
- underexpose کمتر از حد لزوم در معرض قرار دادن.
- undercapitalize کمتر از نياز شرکت سرمايه گذاري کردن، سرمايه کمي تخصيص دادن
- undervaluation تقويم ياارزيابي کمتر از ميزان واقعي، کم ارزش گذاري
- ultralight aircraft هواپيمائي با وزن کمتر از 454 کيلوگرم
- man-down بازي با يک نفر کمتر از عده معمولي بعلت، اخراج يک بازيگر (لاکراس)
- yearling جانور بيشتر از يکساله و کمتر از دو ساله، يکساله
- delayed penalty چشمپوشي از پنالتي وقتي تعداد بازيگر کمتر، چهار نفر در يک تيم شود (هاکي روي يخ)
- underdistance روش تمريني دونده در مسافتي کمتر از معمول، مسابقه براي ازدياد سرعت
- vernier آلت مهندسي که کسور کمتر از واحد را تعيين، ميکند، ورنيه
- mutchkin واحد سنجش آبگونه ها که کمي از يک pint کمتر، است
- very low frequency فرکانس خيلي کم در ارتفاع خيلي پايين، (کمتر از 500 پا)
- small ship کشتي کوچک يا با طول کم، (کمتر از 135 متر)
- le Less Than or Equal to، کمتر از يا برابر با