کمر معنی انگلیسی back crag loin middle waist waistline واژههای انگلیسی با این معنی waistline کمر، ميان، کمربند. waist کمر، ميان، کمر لباس loin کمر، صلب bowline گره کمر laparocele فتق کمر lumbago کمر درد alternate to touch نرمش کمر slender waisted کمر باريک slender-waisted کمر باريک psoas ماهيچه کمر، عضله قطن، پيسواس life belt کمر بند نجات، کمر بند شناور koshi کمر (کاراته) lumbaginous دچار کمر درد psittacine magnus ماهيچه بزرگ کمر psittacine parvus ماهيچه کوچک کمر flying mare (درکشتي) فن کمر. swaybacked داراي کمر فرورفته، فروکمر، کمري head and arm ضربه فني با فن کمر، هنگام حمله حريف به، دو خم دست و سر حريف را گرفته او را laparo- پيشونديست بمعاني کمر، پهلو، شکم که بکلمات ديگر waist line طناب دور کمر کوهنورد dirndl نوعي دامن بلند با کمر بلند.، دامن فراخ که باسن آن تنگ و چسبان باشد centaur اسبي که از کمر به بالا ادم بود hip check سد کردن راه حريف با کمر و باسن myoclonus تشنج ماهيچه در دست يا پا يا کمر