کنند
معنی انگلیسی
excavation
واژههای انگلیسی با این معنی
- screen coordinator هماهنگ کنند پوشش دريايي
- regencies هيئتي که بجاي پادشاه حکومت کنند، دوره حکومت نايب السلطنه
- regency هيئتي که بجاي پادشاه حکومت کنند، دوره حکومت نايب السلطنه
- toast تيکه ناني که درجلواتش برشته کنند، نان برشته، کسيکه بسلامتي او مينوشند
- nogging آجري که بان فواصلي را پر مي کنند
- gruel اماج اردجوکه باشيريا اب درست کنند، اماج، جوشير
- fillister رنده اي که با ان کنش کاودرست کنند، کنش کاو
- screenings باقي مانده چيزي که سرندياپاک کنند، اشغال
- speculator بازرگاني که معاملات قماري مي کنند
- knife board ميزي که روي ان کاردهاراپاک مي کنند، نيمکت دوطرفه دربالاي امنيبوس
- corporal oath سوگندي که بادست زدن بکتاب ياد کنند
- fritter کلوچه قيمه دارياميوه دارکه سرخ کنند، خاگينه گوشت دار
- oast کوره اي که رازک را درآن خشک مي کنند
- meat safe قفسه گوشت که با تورسيمي درست مي کنند، قفسه توري
- barricade سنگربندي که بشتاب درکوچه اي درست کنند، مسدودکردن، دفاع کردن
- skipjack بازيچه اي که از جناغ مرغ درست مي کنند، يکجورماهي جست وخيز
- mutton chop دنده و نيمي از مهره که با هم سرخ کنند
- cattage key people افرادي که در خانه کار مي کنند و کار را، از طريق سيستم هاي مخابراتي فلاپي ديسک يا، ساير وسايل به شرکت ارسال مي دارند
- pontoon حبس کرجي ته پهن که از روي ان عبور کنند، صندوق زير ابي، پايه زير ابي
- mealing table صفحه اي که باروت را روي آن نرم مي کنند
- oleomargarine کره تقليدي که از گوشت گاو درست مي کنند
- pancake يکجور توتک يا کلوچه که درتاوه سرخ کنند
- clevis اهن ياقلابي بشکل ع که درسرتيري وصل کنند
- salad dressing رغن وسرکه وغيره که ازان سالاد درست کنند