کوتاه سازی معنی انگلیسی abbreviation truncation واژههای انگلیسی با این معنی shortening کوتاه سازي، اختصار، کره curtailment کوتاه سازي، کاهش، ترخيم shortening reaction واکنش کوتاه سازي، واکنش مختصر، واکنش کوتاه کننده line engraving گراور سازي با خطوط کوتاه وبلند، گراور مخطط. syncopation کوتاه سازي واژه اي بوسيله انداختن بخشي، ازميان ان، ضد ضرب سازي formularization فرمول سازي، کوتاه سازي، ضابطه سازي. phrasally عبارت، تعبير، اصطلاح phrase عبارت، تعبير، اصطلاح