کوس معنی انگلیسی drum kettledrum knock push واژههای انگلیسی با این معنی drum کوس، طبل، صداي کوس tambour کوس، دهل، طبل couscous کوس کوس drumstick چوب کوس، چوب طبل، چوبک tabor کوس کوچک، طبل کوچک، دهل tomtom کوس هندي، طبل هندي، کوس زدن chamade کوس امان، شيپور امان drum-head پوست کوس، روي طبل drum-beat صداي کوس coos سرخپوست کوس، زبان کوس tom tom طبل سرخ پوستان، کوس، طبل زدن. bass drum طبل بزرگ، کوس. drumbeat ضربه طبل، صداي کوس يا طبل. kettle drum دهل، نقاره، کوس naker دهل، نقاره، کوس timbal دهل، نقاره، کوس kettledrum دهل، نقاره، کوس kettle-drum دهل، نقاره، کوس timpani نقاره، دهل، کوس. tymbal نقاره، دهل، کوس. whang با صداي بلند زدن، محکم زدن، صدا کردن (کوس) baet زدن، خوردن، صداکردن tabouret چارپايه، عسلي، کرسي پا