کوهستانی
معنی انگلیسی
mountaineer mountainous
واژههای انگلیسی با این معنی
- mountainous کوهستاني، کوهسار، پرکوه
- rangey کوهستاني، ولگرد، پا دراز و لاغر.
- Orestes کوهستاني، فرزند اگاممنون.
- mountaineer کوهستاني، کوه گرد
- highlander کوهستاني
- montane کوهستاني
- highland کشور کوهستاني، کوهستان
- high land زمين کوهستاني
- oread حوري کوهستاني
- joskin کوهستاني نادان
- mountain climate اقليم کوهستاني
- mountain sickness ناخوشي کوهستاني، يکجورناخوشي که ازکمي هوادرکوره هاي، بلندپيداميشود
- transmontane ماوراء کوهستاني، فرا کوهي.
- transmountain ماوراء کوهستاني، فرا کوهي.
- tarn درياچه کوهستاني، ابگير
- mountain troops يکانهاي کوهستاني
- upper terminal ايستگاه کوهستاني
- clachan دهکده کوچک کوهستاني.
- Appalachia ناحيه ي کوهستاني آپالاچيا
- gilly (در نواحي کوهستاني اسکاتلند)، نوکر يکي ازروساي کوهستاني، ملازم
- slogan نعره جنگ که در ميان کوهستاني هاي، اسکاتلندمعمول است، نعره
- williwa وزش ناگهاني باد يا هواي سرد در مناطق، کوهستاني
- rangier کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک
- rangiest کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک