کوچولو معنی انگلیسی diminutive small tiny wee واژههای انگلیسی با این معنی bitty کوچولو، کوچول، متشکل از قطعات ريز wee کوچولو، ريز (زبان کودکانه) weer کوچولو، ريز (زبان کودکانه) weest کوچولو، ريز (زبان کودکانه) petite کوچولو، ظريف bubby پسر کوچولو crybaby نيني کوچولو، زود گريه کن.، نق نقو missy خانم کوچولو cry-baby ني ني کوچولو poppet ادم کم جثه يا کوچولو tot کودک، کوچولو، جرعه اي نوشابه tinier خرد، کوچولو، ريز tiniest خرد، کوچولو، ريز tiny خرد، کوچولو، ريز ladykin بانوي کوچک، خانم کوچولو minikin ريز، ظريف، کوچولو chick جوجه بازي، بچه، کوچولو half pint کوتاه تر از مقدار متوسط، کوچک، کوچولو.