کوچک شده معنی انگلیسی shrunken واژههای انگلیسی با این معنی miniaturized کوچک شده . naluster ستون کوچک گچ بري شده، دست انداز، ستون زده banister ستون کوچک گچ بري شده، ستون نرده ratio print عکس بزرگ شده يا کوچک شده به مقياس معين، عکس معادل compressed فشرده، متراکم، کوچک شده glomerulate کلاله اي، خوشه اي، تنظيم شده در خوشه هاي کوچک. aluminum pigmented dope لعاب يا پرداخت که داخل آن تکه هاي کوچک، آلومينيوم بصورت معلق پراکنده شده است fly sheet اگهي ها واعلاناتي که روي کاغذ کوچک چاپ، شده ودستي پخش مي شود، اعلانات دستي. classified advertisement آگهي طبقه بندي شده، آگهي کوچک در جاي خاص mini کوتاه شده ميني کامپيوتر، کوچک