کوک
معنی انگلیسی
cock-a-hoop key stitch tune
واژههای انگلیسی با این معنی
- bastings نخ کوک، کوک
- shirring کوک زني، چين زني.، حاشيه ي چين داده و کوک خورده
- baste کوک زدن، چرب کردن (گوشت کبابي براي اينکه نسوزد)، چوب زدن
- self winding خود کوک
- stem winding دسته کوک
- stem-winding دسته کوک
- tent stitch کوک اريب.
- lockstitch کوک زنجيري، کوک زنجيري زدن.
- tunr ساز کوک کن
- stemwinder ساعت دسته کوک، سخنراني شورانگيز
- stem winder ساعت دسته کوک
- tuning hammer کليد کوک پيانو
- tuning-hammer کليد کوک پيانو
- shirr پارچه را بهم کوک زدن، چين دادن، پختن.
- musical box جعبه ساز (کوک کردني)
- overwind بيش از اندازه کوک کردن، زياد پيچيدن
- topstitch نزديک درز لباس کوک زدن.
- running stitch کوک کوچک زير و روي پارچه .
- purl stitch (در کشبافي) قلاب يا کوک چپ وراست.
- tuning pipe ناي مخصوص کوک وميزان کردن بعضي الات، موسيقي.
- pinwork کوک برجسته ء حاشيه دوزي و برودري دوزي.
- overstrung زياد کوک شده داراي دو رشته سيم که اريب وار، از يکديگر مي گذرند
- tack ميخ سرپهن کوچک، کوک، شراع بندجهت سير کشي
- tunable خوش آهنگ، کوک، کوک شدني