کیش
معنی انگلیسی
creed faith religion
واژههای انگلیسی با این معنی
- creed کيش، عقيده، ايمان
- religion کيش، ايين، دين
- shoo کيش، کيش کردن (مرغ)
- quiche کيش
- coreligionist هم کيش، همدين، هم مذهب
- turcism کيش ترکي، روش ترک ها
- multiplicity of creeds بسياري کيش ها، تعد د عقايد
- double check کيش دوبل (شطرنج)
- perpetual check کيش دايم (شطرنج)
- priority of check تقدم کيش (شطرنج)
- discovered check کيش برخاست (شطرنج)
- family check کيش همگاني (شطرنج)
- shintoist شينتو (کيش ژاپوني)
- apostatizing دست از کيش خود کشيدن، مرتد شدن، گرداندن
- spite check کيش دفع الوقت (شطرنج)
- credal وابسته به کيش يا ايمان، ايماني
- credenda امور مربوط به کيش و ايمان، اصول دين
- mixed marriage پيوند مرماني که از دو نژاد يا دو کيش باشند
- checkmate شه مات، کيش ومات، مات کردن
- horse mackerel ماهي برگ، کيش کوچک، ميشک.
- magianism آيين مجوس، کيش مجوس
- apostatized از دين برگشته، دست از کيش خود کشيده، مرتد شده
- apostatize از دين برگشته، دست از کيش خود کشيدن، مرتد شدن
- mohammedanize مسلمان کردن، به کيش اسلام در آوردن