گاز کردن معنی انگلیسی vaporize واژههای انگلیسی با این معنی outgas گاز افشاني کردن، گاز رها کردن، گاز را از يک ماده و يا محفظه خارجکردن degas از گاز جدا کردن desorption جدا کردن گاز از مايع degasify گاز گرفتن، تخليه کردن گاز charging point محل هواگيري و گازگيري در روي هواپيما، محل شارژ يا پر کردن گاز aerify تبديل به هواکردن، به بخار يا گاز تبديل کردن burp اروغ، اروغ زدن.، آروغ زدن plenum chamber محفظه آب بندي شده در توربينهاي گاز که، سبب ملايم کردن و گرفتن نوسانات جريان هوا، ميگردد chomp رجوع شود به champ، گاز گرفتن، با صدا جويدن gas گاز، هواي دم دار، بنزين gas-fittings اثاثيه گاز، اسبابي که براي گرم کردن ياروشن کردن جايي، باگازبکا boost pressure فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ، کردن موتور ناشي ميشود nibble دندان زدن، خردخرد جويدن، گاز گرفتن primer leak نشد کردن چاشني، خروج گاز از ته چاشني