گاه گاهی معنی انگلیسی periodically واژههای انگلیسی با این معنی occasionally گاه گاهي، اتفاقا، احيانا now and a گاه گاهي rhonchus خس خس گاه گاهي casual poor کسيکه گاه گاهي نيازمند اعانه ميشود occasional اتفاقي، گاه گاهي، متعلق بموقع ويژه infrequent کم وقوع، کمياب، اتفاقي