گردآوری معنی انگلیسی collected collective gain hoard roundup stockpile withdrawal واژههای انگلیسی با این معنی roundup گردآوري گله ي گاو، گله ي گاو، گله exonumia گردآوري غير مسکوکات deltiology گردآوري و بررسي کارتهاي پستي cinematheque جايي که در آن فيلم سينمايي گردآوري و، نمايش داده ميشود chartist کسي که نمودار يا نگاره گردآوري ميکند، يا به کار ميبرد cordwood هيزم که به صورت کپه گردآوري يا فروخته، شود batboy پسري که چوگانهاي بازي بيسبال را گردآوري، ميکند rockhound کسي که سنگهاي جالب يا نيمه گرانبها، گردآوري ميکند newsperson گزارشگر، کسي که با گردآوري و خبر پراکني سر و کار، دارد mending تعمير، مرمت، نوسازي