گزند معنی انگلیسی damage detriment disadvantage harm hurt injury lesion taint ulcer واژههای انگلیسی با این معنی mischief گزند، آسيب، اذيت innoxious بي گزند، بي ازار، بي ضر ر innocuous بي گزند، بي ازار radiation hazard گزند تابش delusion of persecution هذيان گزند و آسيب persecution delusion هذيان گزند و آسيب demyelinate به نيام عصب گزند وارد آوردن injurious زيان اور، گزند رسان، ازارنده injure اسيب زدن، ازار رساندن، گزند رساندن به