گزیده معنی انگلیسی choice elect excerpt pick picking recherché select selection واژههای انگلیسی با این معنی flea-bitien کيک گزيده، مگسي flea bitten کک گزيده . selected group گروه گزيده chosen fragments قطعات گزيده، قطعات منتخبه switch line خط گزيده شده selective dump روگرفت گزيده . selective trace رديابي گزيده . selective access دستيابي گزيده . selective calling فراخواني گزيده . selective listing سياهه برداري گزيده . selectee شخص گزيده شده براي خدمت نظام، فراخوانده براي ارتش chrestomathy قطعات گزيده (براي نواموزان زبان بيگانه) hydrophobic مربوط به گزيدگي سگ هار، ناشي از آب ترسي، گزيده ء سگ هار option اختيار، حق گزينش، حق انتخاب optionally اختيار، حق گزينش، حق انتخاب