دیکشنری فارسی

optionally

UKɔpʃənəliː

معنی فارسی

اختيار ، حق گزينش ، حق انتخاب ،

چيز گزيده يا اختيار شده

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an optional manner “this rule is applied optionally” “Derived from adjective: optional”

واژه‌های دیگر با معنی «اختيار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن