گشاد کردن معنی انگلیسی dilate expand loose outstretch واژههای انگلیسی با این معنی splay بطور اريب گشاد کردن، فارسي کردن، از بند خارج کردن reaming برقو زدن، گشاد کردن widen پهن کردن، عريض کردن، گشاد کردن jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو bateau نوعي قايق سبک وزن.، وابسته به چاک کردن پيراهن زنانه که تا، شانه هاميرسد blot لک، لکه بدنامي، عيب spraddle پاها را گشاد گذاشتن، پاها را گسترده کردن، باز کردن