گمان کردن معنی انگلیسی expect fancy guess presume imagine think speculate suppose surmise suspect واژههای انگلیسی با این معنی suppose فرض کردن، گمان کردن، خيال کردن wis دانستن، گمان کردن think انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن thinkably انديشه کردن، فکرکردن، خيال کردن expect انتظارداشتن، منتظربودن، چشم داشتن calculably حساب کردن، شمار کردن، برآورد کردن calculate حساب کردن، شمار کردن، برآورد کردن guess حدس، گمان، حل کردن mistrust بد گماني، عدم اطمينان، بد گمان بودن mistrustingly بد گماني، عدم اطمينان، بد گمان بودن opine برآن بودن، گمان داشتن، عقيده داشتن