گندم
معنی انگلیسی
wheat
واژههای انگلیسی با این معنی
- wheat گندم
- corn-flower گل گندم، گل خشخاش، شقايق
- cornflower گل گندم، سانتوره
- flail گندم کوب، خرمن کوب، کوبيدن
- cornmeal ارد گندم، ارد ذرت، غذاي ذرت.
- tawny گندم گون، سبزه، اسمر
- grain rust زنگ گندم، زنگ حبوبات.
- wheat bread نان گندم، نان سفيد.
- fulvous گندم گون، زردکمرنگ
- corn-field گندم زار، مزرعه
- frit-fly مگس گندم
- wheat chaff کاه گندم
- wheaten bread نان گندم
- corn chandler گندم فروش، غله فروش
- tawniness گندم گوني، سبزگي
- buckwheat گندم سياه
- corn weevil شپشه گندم
- wheat rust زنگ گندم.
- parched corn گندم بريان، گندم برشته
- wheatear سنبله گندم، چکچکي.
- grist گندم اسيابي، جواسيابي :انچه دريک وهله اسياب شده، يابايدبشود
- bunt ناخوشي قارچي گندم، قسمت ميان بادبان، شاخ زدن
- graham flour ارد گندم سبوس دار.
- breadstuff ماده نان (گندم و آرد)