گهواره معنی انگلیسی bassinet cradle واژههای انگلیسی با این معنی cradle گهواره، مهد، چارچوب boat skids گهواره قايق aerostat گهواره هوايي، هوانورد engine nacelle گهواره موتور wagon vault طاق گهواره اي، طاق آهنگ cradle roof طاق گهواره اي، آهنگ rocking chair صندلي گهواره اي، صندلي تاب inclined barrel arch طاق گهواره اي مايل، طاق ضربي مايل sloping barrel vault سقف گهواره اي مايل، طاق ضربي مايل rocking horse اسب چوبي گهواره اي bassinet گهواره سبدي روپوش دار، درشکه دستي بچگانه berceuse لالايي، آهنگ گهواره اي، آهنگ بچه خواب کن tribrach مقر يا پايه نصب، گهواره نصب دوربين نقشه برداري annular barrel vault طاق ضربي، طاق آهنگ، طاق گهواره اي straight barrel vault طاق ضربي، طاق آهنگ، طاق گهواره اي