گوشت سرخ معنی انگلیسی red meat واژههای انگلیسی با این معنی broiled meat گوشت سرخ کرده steak تکه گوشت کبابي يا سرخ کردني scrapple خوراک مرکب از گوشت سرخ کرده وادويه . swiss steak گوشت خرد کرده مخلوط با ارد وچاشني سرخ، کرده، شامي. daube گوشت سرخ شده و آميخته با شراب و سبزيجات rissole کوفته گوشت يا ماهي که باخميرنان سرخ کنند، کوفته، کلوچه فيمه دار cracknel يکجورکلوچه خشک وترد، گوشت خوک سرخ شده وخشکيده pot roast اب پز کردن، گوشت اب پز شده، گوشت سرخ شده در ديگ. cuchifrito قطعه ي کوچکي از گوشت خوک که ابتدا در آرد، و تخممرغ فرو کرده و سپس سرخ ميکنند lobster thermidor مخلوطي از گوشت خرچنگ وزده تخم مرغ وقارچ، وخامه که در پوسته خرچنگ سرخ ميکنند. pemican (pemmican) (در ميان سرخ پوستان امريکا)، گوشت خشکانده، اطلا عات خلا صه . fricassee قليه، قرمه، قليه کردن fritter کلوچه قيمه دارياميوه دارکه سرخ کنند، خاگينه گوشت دار