گیر دادن معنی انگلیسی betray واژههای انگلیسی با این معنی friction feed تغذيه کاغذ توسط گير دادن يک ورقه کاغذ، ميان دو غلطک، تغذيه کاغذ تک hitch پيچ وخميدگي، گرفتاري، مانع featherbed کش دادن کار، کارآفريني بازده گير کردن، بازده گيري کردن feedway نوار گير، تغذيه کننده، مسير تغذيه و خوراک دادن به جنگ افزار martinet کسيکه در انضباط دادن زياد سخت گيري ميکند، انظباطي سخت گير louver باد گير، گنبدروزنه دار براي روشنايي دادن يا دود، کشيدن