گیر کرده معنی انگلیسی tight واژههای انگلیسی با این معنی foul anchor لنگر تاب خورده، لنگر گير کرده ice-bound احاطه شده از يخ، يخ بند، در يخ گير کرده impacted بهم چسبيده، باهم جوش خورده (مثل انتهاي استخوانهاي، شکسته) compensating port مدخلي در سيلندر اصلي ترمز که در مواقعي، که از ترمز استفاده نميشود سيلندر چرخ را، به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سيال passant تصويرجانوريکه دست خود رابلند کرده، جلوافتاده، گذرنده