گیرنده
معنی انگلیسی
grabber gripper receiver
واژههای انگلیسی با این معنی
- communicant گيرنده، ابلاغ کننده، عشاء رباني
- adopter گيرنده، اتخاذ کننده، قبول کننده
- catchier گيرنده، جاذب، گيرانداز
- catchiest گيرنده، جاذب، گيرانداز
- catchy گيرنده، جاذب، گيرانداز
- taker گيرنده، قبول کننده شرط
- recipient گيرنده، دريافت کننده
- fetching گيرنده، جالب، دلکش
- accipient گيرنده، پذيرنده
- reciever گيرنده
- reciptacle گيرنده
- barrage reception سد گيرنده
- acquisitive فرا گيرنده، اکتساب کننده، جوينده
- surrounding دور گيرنده، احاطه کننده، مجاور
- itching palm دست گيرنده، دست رشوه گير، کف خارش دار
- loanee وام گيرنده، قرض دار
- celebrator جشن گيرنده
- grabber hand دست گيرنده
- nociceptor گيرنده درد
- passcatcher گيرنده پاس
- photoreceptor گيرنده نور
- bribee رشوه گيرنده، مرتشي
- acceptor level تراز گيرنده
- baroreceptor گيرنده فشار