یخچال معنی انگلیسی refrigerator واژههای انگلیسی با این معنی icehouse يخچال، خانه و ساختمانساخته شده از يخ.، کارخانه ي يخسازي ice pond يخچال ice-house يخچال icebox يخچال. glacier snout يخچال پوز frig يخچال برقي، سردخانه، دستگاه مبرد. fridge يخچال برقي، سردخانه، دستگاه مبرد. Frigidaire يخچال برقي. refrigerator يخچال مصنوعي، سرد خانه ice house يخچال (بصورت ساختمان) refrigerator vehicle وسيله نقليه يخچال دار freezer جاي سردنگاه داشتن خوراکي ونوشابه، يخچال، يخدان food freezer فريزر، يخچال فريزر iceman يخرو، يخ فروش، يخچال دار englacial محصوردريخچال، دريخچال، يخچالي