ید
معنی انگلیسی
arm hand
واژههای انگلیسی با این معنی
- iodin يد
- eviction خلع يد، اخراج، بازستاني
- lay hand upon وضع يد
- iodometry يد سنجي
- iodize يد زدن (به)
- iodoprotein يد و پروتئين
- iodinate با يد ترکيب کردن، يد زدن به
- iodism خو گرفتگي زياد در بکار بردن يد، مسمويت از يد
- radio-iodine ايزوتوپ يدراديوآکتيو يا يد 131 که مکرراً در تحقيقات، مربوط به تيروئيد و در درمان گواتر توکيسک مورد استفاده، قرار مي گيرد.
- povidone-iodine فرآورده کمپلکسي که از واکنش يد با پوليمر پولي و ينيل، پيروليدون بدست ميايد و بعنوان عامل ضد عفوني ملايم، بکار ميرود.
- iodic يدي، داراي يد
- iodous يدي، داراي يد
- iodate يدزدن، با يد اغشتن
- P.B.I. = protein-bound iodine، يد متصل به پروتئين.
- iodoform يدوفرم، ترکيبي از يد که براي گندزدايي و مانند انها، بکارميبرند
- ouster اخراج، بي بهره سازي، محروم سازي
- oust بيرون کردن، محروم کردن، از تصرف
- c.p.m. = counts per minute، تعداد در دقيقه، اصطلاحي است که جهت تعداد ذرات
- prior possession is a good title of ownership against all، who cannot show a better، تصرف به عنوان مالکيت دليل مالکيت است
- tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي