یک جایی معنی انگلیسی somewhere واژههای انگلیسی با این معنی somewheres يک جايي، دريک محلي، درمکاني. somewhere (در) جايي، يک جايي someplace جايي، يک جايي. pentarch رئيس يک شهر از شهرهاي پنجگانه، يکي از پنج تن مردمي که در جايي حکومت کنند humdrum پيش پا افتاده، همه جايي، مبتذل