یک کاسه کردن معنی انگلیسی combine commingle consolidate incorporate join merge pool واژههای انگلیسی با این معنی totalize جمع زدن، کلي کردن، يک کاسه کردن consolidate سخت کردن، سفت کردن، بهم پيوستن consolidator سخت کردن، سفت کردن، بهم پيوستن