یکدلی معنی انگلیسی accord communion harmony واژههای انگلیسی با این معنی empathy يکدلي، (هيپوتيزم و روانشناسي) انتقال فکر، تلقين. accompt يکدلي، موافقت، سازگاري accorded يکدلي، توافق، هنر ديگرش رقص بود accords يکدلي، توافق، هنر ديگرش رقص بود coincidence تصادف، توافق، موافقت accord (.vt.& vi): جورکردن، وفق دادن، اشتي دادن