دیکشنری فارسی

Kurd

USkə:d

معنی فارسی

کرد اهل کردستان.

معنی کامل و مثال‌ها

/ku_rd, koord/n.

● کرد (کردها مردم ایرانی‌نژاد هستند که در شمال غرب ایران و جنوب شرقی ترکیه و شمال عراق و شرق سوریه زیست می‌کنند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Middle Persian kurd (nomad, tent-dweller).

مثال

  • He is a Kurd from northern Iraq.
  • The Kurd was wearing traditional clothing.
  • She married a Kurd.

ترکیب‌های رایج

Kurd from Kurdish Kurd Kurd in

تعریف انگلیسی

noun
  1. a member of a largely pastoral Islamic people who live in Kurdistan; the largest ethnic group without their own state

واژه‌های دیگر با معنی «کرد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن