دیکشنری فارسی

Pygmy

UKpigmiː US'pıgmı

معنی فارسی

کوتوله ، گورزاد ، جني ،

کسيکه ار نژادکوتوله هايافريقاييباشد

سياهپوست متعلق به نژاد Negrillo ،

افريقاييمتعلق به نژاد Negrito

ريزه ، کوته قد ، کوتوله ، کم رشد

معنی کامل و مثال‌ها

/pig´mē/adj., n., pl.

(افسانه و تاریخ‌های کهن) هریک از نژادهای کوته قامت افریقا یا آسیا، پیگمی

افریقایی متعلق به نژاد Negrillo، آسیایی متعلق به نژاد Negrito

(P کوچک - آسیایی یا جانور یا گیاه) ریزه، کوته‌قد، کوتوله، کم رشد

(P کوچک - آدم یا چیز) کم ارزش، بی اهمیت، ناچیز

وابسته به پیگمی‌ها، کوتوله مانند

مترادف‌ها

I. noun
Dwarf, hop o' my thumb.
II. adjective
Dwarfish. See pygmean.

واژه‌های دیگر با معنی «کوتوله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن