Pygmy
UKpigmiː
US'pıgmı
معنی فارسی
کوتوله ، گورزاد ، جني ،
کسيکه ار نژادکوتوله هايافريقاييباشد
سياهپوست متعلق به نژاد Negrillo ،
افريقاييمتعلق به نژاد Negrito
ريزه ، کوته قد ، کوتوله ، کم رشد
معنی کامل و مثالها
/pig´mē/adj., n., pl.
● (افسانه و تاریخهای کهن) هریک از نژادهای کوته قامت افریقا یا آسیا، پیگمی
● افریقایی متعلق به نژاد Negrillo، آسیایی متعلق به نژاد Negrito
● (P کوچک - آسیایی یا جانور یا گیاه) ریزه، کوتهقد، کوتوله، کم رشد
● (P کوچک - آدم یا چیز) کم ارزش، بی اهمیت، ناچیز
● وابسته به پیگمیها، کوتوله مانند
مترادفها
I. noun
Dwarf, hop o' my thumb.
II. adjective
Dwarfish. See pygmean.