dwarves معنی فارسی کوتوله قدکوتاه ازرشدبازداشته کوتاه ماندن کوتاه شدن واژههای دیگر با معنی «کوتوله» Pygmy کوتوله، گورزاد، جني manikin کوتوله، آدم قد کوتاه، نمونه کالبدانسان که در کالبد شناسي بکارمي mannikin کوتوله، آدم قد کوتاه، نمونه کالبدانسان که در کالبد شناسي بکارمي dwarf کوتوله، قدکوتاه، ازرشدبازداشته pygmoid کوتوله . tom thumb شخص کوتوله، شخص بي اهميت. negrillo کوتوله سياه، زنگي کوچک pygmyish کوتوله وار. white dwarf کوتوله سفيد dwarf star ستاره کوتوله