a bit of muslin معنی فارسی دختر زن جوان واژههای دیگر با معنی «دختر» maid دختر، دوشيزه، کلفت girly دختر، دختر وار، دخترانه girlie دختر، دختر وار، دخترانه girl دختر، دختربچه، دوشيزه lass دختر، زن جوان.، معشوقه wench دختر، زن جوان، کلفت muchacha دختر، زن جوان daughter دختر fille دختر daughtren دختر.